تبليغاتX
عاشق غمگین
 
   
   

 

******سلام بر حسین ******* سلام بر محرم********

 

! این جا کربلاست

آری حسین به کربلا می رسد و دل کویر را به تب و تاب میاندازد

آسمان نیز چهره در هم کشیده است .زمین بغض خود را فرو میخورد

فرات بی صدا اشک میریزد و خارها خودرا به نسیم گرم سرنوشت میسپارند

 

 

 

 

 

 

اگر آید هزاران یوسف از راه

حسین بن علی همتا ندارد

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط یلدا
 
   
   

 

 

مادرم خیلی عزیزی واسه من  فدای اون همه مهربونیات

 

فدای مهرو وفات  فدای برق چشات

 

مادرم منو ببخش خوب می دونم واسه من تباه شد اون جوونیات

 

همه اون آرزوهات   فدای خستگی هات

 

هر چی که فکر میکنم نمی تونم  جای مادر کسی رو توی خیالم بشونم

 

آخه هیشکی نمی تونه یه دونه  واسه بچه لالایی بخونه

 

هر چی که بگم من بازم کمه آخه مادر زندگیش پر از غمه

 

زیر بار سختی های زندگی  همه مادرا کمر هاشون خمه

 

مادرم خیلی عزیزی میدونم  توی شعرم اندازش خیلی  کمه

 

واسه یه تشکر از محبتات  یه عالم گلم باشه بازم کمه

 

هر چی که فکر میکنم نمی تونم  جای مادر کسی رو توی خیالم بشونم

آخه هیشکی نمی تونه یه دونه  واسه بچه لالایی بخونه

 

   

سر خاک مادر من هیشکسی گریه نکردش

 

بابام هم هیچی نمی گفت با هخمون نگاه سردش

 

مادرم باید بدونی بابایی بهونه کرده

 

جای تو توی خونه ی ما یکی رو نشونه کرده

 

جای تو شبا میادش واسه من قصه می خونه

 

میدونه دوسش ندارم ولی باز پیشم می مونه

 

ولی من هنوز نذاشتم روی تخت تو بخوابه

 

چرا اون تو خونه ماست  یه سوال بی جوابه

 

گلای یاس تو باغچه غروبا بهونه میگیرن

 

همشون یه عهدی بستن سر خاک تو بمیرن

 

قاب عکس سردو خالی آخرین خنده مادر

 

گل سر یه یادگاری ولی با گلای پر پر

 

کی میتونه یه غریبه رو جای مامانش ببینه که من دومیش باشم ؟

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط یلدا
 
   
   

 

سلام

 

 

ببخشید چقدر وقت من نیومدم  چوم حوصله ناشتم  وبعضی از دوستان گفته بودن که چرا اپ نمی کنم

 

وحالا امروز اومدم و یه خواسته دارم واول اینو بخونین تا بگم :

 

دیروز رفته بودیم پیش  بابابزرگم یعنی بابای مامانم آخه مریض شده وحالش خوب نیست یعنی بعد از اینکه چند

 

سالیش رفت مکه و اومد حاش یه کم بد بود ولی پارسال  بعد از فوت مامانم که میشد  فرزند ارشد حالش بد تر شد

 

و مامانمو خیلی دوس داشت واز داغ مامانم حالش بد تر شد و سکته کرد والان دیگه نمی تونه راه بره و حتی

 

کارای شخصی خودشو انجام بده

 

دیروز که رفته بودیم پیشش خیلی حالم گرفته شد که ببین بابا بزرگ چی بودو چی شد آخه اون موقع ها ما نوه ها

 

ازش خیلی میترسیدیمو همه حساب میبردن منم مثل بقیه . نه این که بد اخلاق باشه نه ولی خوب چون هیکلی و

 

چار شونه بود و یه کم هم قیافش گرفته بود ولی در جاش مهربونم بود و خیلی کار میکرد همه کارای کشاورزی و

غیره ....... یادش بخیر اون موقع ها

 

 

ولی حالا از اون هیکل بزرگ و چار شونه چیزی نمونده به جز پوست و استخوان خیلی حالمو گرفت دیروز وقتی

 

نگاش میکردم دوس داشتم گریه کنم دوس داشتم برم بوسش کنم ولی خوب شرم و حیا نذاشت اصلا وقتی نگاش

 

میکردم متو دلم گفتم خدایا چقدر با مامانم شبیه اند البته دور از جون با با  بزرگم

 

مامان بزرگم میگفت اون شب تو خواب همش مامانتو صدا میزد

 

واقعا حیف از گذشته ها که گذشت

 

و حالا من از شما بچه ها یه خواهش دارم که براش تا میتونین دعا کنین یعنی اول برا همه مریضا بعد واسه بابا بزرگم

 

خب دیگه ببخشید خیلی حرف زدم ولی دعا یادتون نره بچه ها ممنونتون می شم

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط یلدا
 
   
   

 

 

کاش!

 

 قلبم درد تنهایی نداشت سینه ام هرگز پیشانی نداشت

 

کاش!

 

 برگهای آخر تقویم عشق حرفی از یک روز بارانی نداشت

 

کاش!

 میشد راه سخت عشق را بی خطر پیمودو قربانی نداشت

 

 

گریه!

 

چشمان من طوفان غم دارد

 

ولی خنده برلب میزنم تا کس نداند درد من

 

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط یلدا
 
   
   

 

  اي دردانه خدا!

 

آنروزها که تو اولين گامهايت را بر ريگهاي سوزان شعب ابي طالب نهادي ،

 

با ديدگان معصوم و پاکت ديدي که درخت اسلام با چه رنجهايي در قلب مسلمين ريشه گرفت

 

و شاخسارش از چه خونهاي پاکي سيراب گشت .

 

آنروزها که خدیجه( سلام الله عليها ) با تمام مهرباني هايش بار سفر بست

 

و راهي کوي يار شد تو چه خوب دريافتي که پدرت نيازمند

 

مادريست صبور و مهربان و چه نيکو « ام ابيها » شدي. آنروزها که پس از رحلت جانسوز پدر ،

 

علي را تنها يافتي چه نيکو تنها مدافع اولين مظلوم عالم شدي.

 

اي پاره تن رسول خدا ! اي جگر گوشه پدر ! به خدا که رضاي پدر در رضاي تو بود و

 

رضاي پروردگار بي همتا نيز . اما آنان چه شايسته حقت را ادا کردند

 

اينک لحظه وداع با علي ( عليه السلام )است . چه دشوار است ، او بايد سي سال بي فاطمه ( سلام الله عليها )

 

 

 بماند ...

 

آرام و سبک بار بر بستر خفت ، رو به قبله کرد و درانتظار ماند ،

 

ناگهان شيون از خانه برخاست و علي ( عليه السلام ) تنها ماند با کودکانش.

 

 

 

 

 

 

 

 

________________________

 

 

 رحلت امام عزیز

 

پـرچمهاى عزا بـر در و ديـورا شهر آويخته و آواى قرآن از تمام مساجد و مراكـز و ادارات و مـنازل به گـوش مـى

 

رسيـد.

 

 شـب كـه فـرا رسيـد هزاران شمع بياد مشعلـى كه امـام افـروخـته است

 

، در بـيابـان مصلـى و تپه هـاى اطـراف آن روشـن شـد. خـانـواده هـاى داغدار گرداگرد شمعـها نشسته

 

 و چشمانشان بر بلنداى نـورانـى دوخته شـده بود.

 

 

امام خمينى هـدفها و آرمانها و هـر آنچه را كه مـى بايــست ابـلاغ كنـد ، گفته بـود و در عمـل نيز تـمام هستيـش

 

 را بـراى تحقق هـمان هـدفها بـكار گرفته بـود.

 

 

 اينك در آستـانه نيمه خـرداد سـال 1368 خـود را آماده ملاقات عزيزى مى كرد كه تمام عمرش را براى

 

 جلب رضاى او صرف كرده بـود

 

 

 و قامتش جز در بـرابـر او ، در مـقابل هيچ قدرتى خـم نشده ، و چشـمانش جز براى او گريه نكرده بـود.

 

سروده هاى عارفانه اش همه حاكى از درد فـراق و بيان عطـش لحظه وصال محبوب بـود. و اينك ايـن لحظه

 

 شكـوهمنـد بـراى او ،

 

و جانــكاه و تحمل ناپذير بـراى پيروانـش ، فـرا مـى رسيد. او خـود در وصيتنامه اش نـوشـته است :

 

 با دلى آرام و قلبـى مطمئن و روحى شاد و ضميرى اميدوار به فضل خدا از خدمت خـواهران و برادران مرخص و

 

 به سـوى جايگاه ابــدى سفر مى كنـم و به دعاى خير شما احتياج مبرم دارم و از خداى رحمن و رحيـم

 

مى خـواهـم كه عذرم را در كوتاهى

 

 خدمت و قصـور و تقصير بپذيـرد و از مـلت امـيدوارم كه عذرم را در كـوتاهى ها و قصـور و تقصيـرها

 

 بـپذيـرنـد و بـا قــدرت و تصميـم و اراده بــه پيش بروند.


شگفت آنكه امام خمينـى در يكـى از غزلياتـش كه چنـد سال قبل از رحلت سروده است

 

سالها مى گذرد حادثه ها مى آيد 

 

 

   انتظار فرج از نيمه خرداد كشم

 

 

 

 

 

 

 

شهادت حضرت فاطمه(س)(ایام فاطمیه) وهمچنین رحلت امام خمینی (ره)

 

 

را به همه عزیزان تسلیت می گویم

 

 

 

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط یلدا
 
   
 

 

 

 سلام

 

امروز می خوام براتون از امتحانات بگم

 

خودتون مبی دونین که فصل امتحانات است و بدبختی ما شروع میشه مخصوصا ما که سال سوم هستیم وهمه امتحانات نهایی است

 

از بدبختی ما که رشته فنی هستیم امتحانات عملی داریم  حالا یه درسایی مثل بسته های نرم افزاری باز خیای خوبه اسونه ولی چشمتون روز

 

بد نبینه  موقعی که نوبت شبکه برسه حالا باز اونم یه جوری ردش میکنیم   ولی وااااااااااا ی ی  ی ی از دست این ویژوال بیسیک

 

 همه مشکل ما امسال از دست این ویژول و شبکه است می دونید شدیم موش آزمایشگاهی همه کتابا نوبت ما که رسیده آزمایشیه

 

 اصلا وقت هم نداره مثلا یه کتاب ویژوال 200صفحه ای گذاشتن برا3 ماه حالا ما

 

 به همون 3 ماه به خدا راضی هستیم  ماه اولی کتاب نمیاد خود معلما   شانسی یه چیز درس میدن

 

میمونه 2 ماه که اینم درسای که دادن اشتباه بوده چون کتاب عوض شده و همه اونا حذف شده

 

حالا این دوماه: ما شکر خدا یه کارگاه کامپیوتر داریم همه کامپیوتراش باید گفت پنتیومش tenاست

 

به خدا یه برنامه که می خوایم اجرا کنیم سه ساعت باید بشینی تا ساعت شنی بره که ما یه شنبه که 6 ساعت گارگاه داریم همش دور اتصال شبکه هستن

 

خب دیگه اینه به حساب حالا خوشحالن که هنرستان حضرت معصومه کارگاه کامپیئوتر داره به خدا خودشونو ال کردن

 

حالا بی خیال از ایت مشکلات چون خودمونیم ادم درس خون باشه

 

بون امکانات هم میتونه   ولی خب ما فقط همین بهونه واسه درس نخوندن داریم

 

 

حالا از امتحان ویژوال بگم

 

اقا یه کتااب امتحان داشتیم خب زیاد بود وجدانه من شب فقط یک ساعت  خوابیدم همش داشتم کارمیکردم اخه امتحان عملی بود

 

چون فبلا امتحانای این  دبیرو(خانم بداک)بودیم چقدر وقت بود دیگه امتحان نمی گرفت این که داشتیم امتحان پایان ترم بود

 

خلا صه اینقدر خوندیم  گروه اول هم واسه امتحان منم جزئش بودم   منم تا صبح همشو خونده بودم الا بخش foS      از شانس قشنگ من همون اومد  این قسمتو داد

 

خلا صه چشمتون روز بد نبینه از شش گرفتم دو   دیگه رفتیم ناظم رو واسطه کردیم که دوباره بگیره حالا امروز صبح داشتیم

بد نبود فقط یه سوالشو جواب ندادم

 

حالا دیگه امتحانای کتبی پایان ترم هفته دیگه شروع میشه تا 22 خرداد ادامه داره بعدش هم تا 15 تیرماه کار آموزی داریم

 

5 مرداد هم کنکور ..................

راستی می خوام واقعا از خانم بداک تشکر کنم خیلی گله با این وضعش (بارداری) هر جور بود مارو کمک می کرد ایشالله یه بچه تپل و خوشگل گیرش بیاد

 

 

 

حالا از شما می خوام دعا کنین واسه امتحانات تو دعاهاتون بگین سوم کامپیوتر Bهنرستان حضرت معصومه  همشون کمپلیت قبول بشن

 

 

Medium (Media) Blog سفارش طراحي قالبهاي پيشرفته سايت و پرتال جوملا! دانلود قالب رايگان Lonely Girl (دختر تنها) براي وبلاگ بلاگفا
 
 
 |    نوشته شده توسط یلدا